نامه ی نخستین
یک روز پس از بازگشت به کلبه ی چوبی ساحل چمخاله
هلیای من!
زندگانی طغیانی است بر تمام درهای بسته و پاسدارانِ بستگی. هر لحظه ای که در تسلیم بگذرد لحظه ایست که بیهودگی و مرگ را تعلیم می دهد.
لحظه ایست متعلق به گذشتگان که، در حال رخنه کرده است.
لحظه ایست اندوهبار و توان فرسا.
اینک گسستن لحظه های دیگران را چون پوسیده ترین زنجیرهای کاغذی بیاموز.
باری گریختن، تنها از احساسات کودکانه خبر می دهد،اما تکرار در گریز، ثبات در عشق را اثبات می کند.
من-ایمان دارم که عشق،تنها تعلق است. تنها وابستگی است.
انحلال کامل فردیت است در جمع.
عشق، مجموع تخیلات یک بیمار نیست.
آنچه جدایی را تحمل پذیر می کند اندیشه ی پایانِ آن جدایی است.
زندگی ،تنهایی را نفی می کند و عشق، بارورترینِ تمامِ میوه های زندگی است.
بیاموز که محبت را از میان دیوارهای سنگی و نگاه های کینه توز،از میان لحظه های سلطه ی دیگران بگذرانی. امروز، برای من، روز خوبی نیست، روز بد تنهایی است. اینجا را غباری گرفته است.
پنجره ها نمی خندند و آب نمی جوشد و بوی مستی آفرین تن تو در این کلبه نپیچیده است.یاد تو هر لحظه با من است، اما یاد، انسان را بیمار می کند.
اینجا هیچ کس نیست که غروب ها به من خوش آمد بگوید و موهای نرمش را میان دست های من بگذارد و بخندد.
روز بد تنهایی، مرگ بی دلیل را به خاطر من می آورد.
مرگ روزهای خوب را
مرگ همه ی حکایت ها را
!به من بازگرد هلیای من
مگذار که خالیِ روزها و سنگینی شب ها در اعماقِ من جایی از یاد نرفتنی باز کند.
ما برای فروریختن آنچه کهنه است آفریده شدیم.
در ما دمیدند که طغیان گر و شورش آفرین باشیم.
و به یاد بیاور آنچه را که من در این راه از دست داده ام.
سه روز یش، ما با ایمان به خویش، می گفتیم که بازگشت، هیچ چیز را خراب نمی کند.
و اکنون تنها تو می توانی اثبات کنی که ما دوباره بنا خواهیم کرد.
به یاد بیاور که در این لحظه ها نیاز من به تو، نیاز من به تمامی ذرات زندگی است.
هلیا به من بازگرد!
بار دیگر،شهری که دوست می داشتم- نادر ابراهیمی
Friday, June 01, 2007
Subscribe to:
Post Comments (Atom)
3 comments:
آنچه جدایی را تحمل پذیر می کند اندیشه ی پایانِ آن جدایی است.
و اکنون تنها تو می توانی اثبات کنی که ما دوباره بنا خواهیم کرد.
پشت پنجره، باران ميبارد
عشق، مجموع تخیلات یک بیمار نیست
يا
در ما دمیدند که طغیان گر و شورش آفرین باشیم.ا
يا شورتر از شورش بنويسيم
هوم
خیلی زیبا
امسال از نمایشگاه کتاب این کتاب نادر ابراهیمی را خریدم
Post a Comment