Monday, May 21, 2007

اگر تا ابد هم در این شهر کثیف گم شوم، دیگر از هیچ پلیسی آدرس نخواهم پرسید...ا
***
***
ا-به کجا چنین شتابان؟
.گون از نسیم پرسید
دل من گرفته زینجا-
هوس سفر نداری زغبار این بیابان ؟
همه آرزویم اما-
.چه کنم که بسته پایم
به کجا چنین شتابان؟-
.ا-به هر آن کجا که باشد به جز این سرا سرایم
سفرت به خیر،‌ اما-
تو دوستی خدا را
چو ازین کویر وحشت
به سلامتی گذشتی
به شکوفه ها ،به باران
.برسان سلام ما را
I don`t like this loneliness, I need a shoulder to cry on...

2 comments:

امیرراعی فرد said...

نیوشای عزیز
مرثیه برای چه سر داده ای امروز؟
برای که داری اشکت را پاک می کنی تو؟
بیا کمی با هم بگردیم در این ناکجا تا ببینیم این قادران به هیچ قانع نیستند و زنان یا مردان زیاد تفاوتی در قاموسشان ندارد
سر بزن و خوشحالم کن

Atorpat said...

از قدیم گفته‌اند: «شبا که ما می‌خوابیم آقا پلیسه بیداره». حالا می‌تونی شب‌ها نخوابی